تبليغاتX
جایی برای ثبت درد دل یه دانشجو
 
جایی برای ثبت درد دل یه دانشجو
 
 
مینویسم اما..
 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط م  | 
هر دم از اين باغ كه چه عرض كنم بلكه گلستان دانشگاه معماري بري ميرسد.تو دانشگاه جا واسه سوزن انداختن نيست. بعضي از استاد ها يادشون رفته كه مخاطبينشون دانشجويانند. و خلاصه اگر درست بخوايم نگاه كنيم ميبينيم كه هيچي درست نيست.بعدش هم آقاي خوشنويس ميرن بالاي تريبون ميگن اگه آتليه ها بدن دانشجوها مهم نيستند جلوي استادا زشته!!!

 البته بيچاره خشنويس حقم داره وقتي رفته بود به مثلا نمايندگي از بچه ها در حضور نماينده ي رئيس كل صحبت كنه دكتر افضليان آنچنان اخمي بهش كرده بود كه سنگ هم بود آب ميشد.

 بابا ما بايد دردمونو به كي بگيم ؟؟؟!!

شايد اين وبلاگ تنها جايي باشه كه هممون بدون ترس از افضليان و افضليان ها بتونيم حرفمونو بزنيم .پس همه بيايم دست به دست هم بديم و متحد بشيم تا دانشگاه را از اين وضع داغون دراريم و به يه دانشگاه واقعيه معماري تبديل كنيم .خدايا كمكمون كن تا بتونيم تا يكي صدامونو بشنوه و كمكمون كنه .

به خدا ما چيز زيادي نميخوايم . فقط ميخوايم وقتي داريم ترمي به طور متوسط يه ميليون تومن ميديم با حامون درست رفتار بشه و اين پول براي دانشگاه و رفاه و امكانات آموزشي و استاداي خوب هزينه بشه.آقاي دگتر افضليان نميدونيم اين مطلب را ميخوانيد يا نه اما ازتون ميخوايم كمكمون كنيد و در كنار ما معماران كوچك باشيد نه در مقابل ما.!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 0:35 قبل از ظهر  توسط م  | 
ماه رمضان چه زود گذشت.تازه داشتیم عادت میکردیم.انگار همین دیروز بود که روز اول را روزه گرفتیم.ماه خدا.ماه فیض و برکت الهی.ماه ریاضت. تمام شد.ماه رمضون یه فرصت بود که گذشت.چه خوبه اگه از این فرصت درست استفاده کرده باشیم.ما که خیلی ناراحتیم چون این ماه و این فرصت هم تمام شد و ما همچنان بندگانی روسیهیم.

-دانشگاه معماری این روزها روزهای خوبی را پشت سر نمیگذارد.رفتن مهندس محسنی و مهندس مرصعی.نبود کلاسها و آتلیه های کافی.شلوغی بیش از حد دانشگاه به خاطر نه نگفتن دانشگاه آزاد به هر کسیکه تو دفترچه معماری رو انتخاب کرده و عوامل مهمتری  و پایه ای تری چون مشکلات مدیریتی و ریاستی دانشگاه معماری.خدا خودش به خیر کنه!!!

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 4:58 قبل از ظهر  توسط م  | 
فعلا تو دانشگاه همه چي يكم آرومه.يعني مثله ۱۰- ۱۵ دقيقه ي اول بازي فوتبال استادان و دانشجو ها دارن همديگر را محك ميزنند و فعلا خيلي اوضاع شلوغ نيست.احتمالا تو نيمه ي دوم ترم كه نيمه ي مربيان است همه ي درگيري ها ( منظورم درگيريه كاريه) شروع ميشه.همين تلاش كردن و شب تا صبح بيدار موندن ها زيباست تا آدم شب بيداري نكشه كه معمار نميشه!!!

اما ايا براستي ميشه دانشجوي معماري بود و در هفته هيچ شبي را در طول ترم تا صبح بيدار نماند!؟

نظر شما چيه؟؟؟!!

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 6:8 قبل از ظهر  توسط م  | 
كليسايي در سوئيس.اثر ماريو بوتا

شرح و عكس كامل

خانه ي روكو 1 (تادو آندو)

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 5:8 قبل از ظهر  توسط م  | 
                                                       به نام خدا

بعد از صحبتها و بررسی های فراوان بالاخره کلنگه وبلاگ دانشگاه آزاد مشهد را با کمک جمعی از دوستان زدیم!

اینجا از تمام دوستان دانشجوی دانشگاههای آزاد مشهد دعوت میکنم تا برای  همکاری با این بلاگ و بلاگ دانشجویان معماری مشهد با من تماس بگیرند(ایمیل بزنید)

m_rezalika@yahoo.com

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 5:12 قبل از ظهر  توسط م  | 
         به نام خدا

از منحل کردن کد مهندس کیوانفر در درس مقدمات معماری تا اینکه استاد درس روز ۵شنبه میاد میگه من ۵ شنبه نمیام یا ۲ شنبه بیان یا هیچ کس دیگه!

بابا  اگه از کنار همه ی اینا ساده بگذریم فردا میگن تو دانشگاه باید رو دستاتون راه برین!!!

این داستانه طاعون هم فقط علی واسه خنده شورش کرده وگرنه من گفتم تاوون . که منظورم تاوان بود.

-از مهندس خبازی خوشم اومد.آدمه خاکی ایه.(خودشیرینی نبود .حقیقت بود)

داستان ما هم جالبه  یه روز یه تعداد از دوستان(احسان و شیرین و  .....) میان خبازی و فرداش  میرن اسدپور.

-یه بلاگه دیگه هم هست که فقط ماله من نیست ماله همه ی بچه های معماری .عمران مکانیک .پزشكي و بطور کلی همه بچه های iaum (دانشگاه آزاد) هسته!

http://mshiau.blogfa.com/

 


18 روز از ماه رمضون گذشت مثله باد!!!!

اصلا نفهميديم چه جوري گذشت.خيلي زود خيلي نزديك!

 

12 روز ديگه مونده .خدا كنه بتونيم از اين فرصت باقي مانده بهره ي لازم ئ كافيرو ببريم.

-اميدوارم بتونيم تو كوران درس و تحويل پروژه ترم 3 چراغ بلاگ را روشن نگه دار يم.

اگه وقت كردين بخوابيد خوب بخوابيد!!!

و من الله توفيق(18 رمضان سنه ي1386)

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 5:33 قبل از ظهر  توسط م  | 
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 5:13 قبل از ظهر  توسط م  | 
                                                             به نام خدا

-اول مهر رفتیم دانشگاه هیچ خبری نبود!!

-حتی انتظاماتیها هم نیومده بودند!!

- دوستان را دیدیم و سپس رهسپار خانه شدیم

اما....

در راه برگشت  در ماشینه یکی از دوستان قدیمی که عمران میخونه بودیم که یه دفعه یه تصادف غیر لایت کردیم!!!

شانس آوردم کمربند ایمنی را بسته بودم وگر نه با سر میرفتم تو شیشه!!!

هنوز سر زانوم درد میکنه. ولی در مجموع به خیر گذشت فقط خسارت مالیش یکم زیاد شد.میگن ترمی که نکوست از اول مهرش پیداست ما که روزه اول تصادف کردیم بقیه ترم را ذخدا بخیر کنه!!


و اما این قضیه استقلال سو....ه

اولا  بیش از ۹۰ درصده نظراته استقلالی ماله یه نفر با اسمای مختلف بود .ثانیا حالا بهتره دوستانه استقلالی خونه کثیفشونو آلوده نکنن چون ارزششو نداره.بگذریم.راستی علی تو تاچینت چه جوری میشه نظر داد؟

 و یه سواله جدی کی بریم دانشگاه؟ یعنی از چند شنبه بریم. ؟اصلا بریم یا نه؟( ای آخریش شوخی بود!!)

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 1:15 قبل از ظهر  توسط م  | 
 
  بالا