تبليغاتX
جایی برای ثبت درد دل یه دانشجو
 
جایی برای ثبت درد دل یه دانشجو
 
 
مینویسم اما..
 

مقدمات 1

دانشجو:ببخشيد خانم مهندس يه نظر براي بهتر شدن كار ميشه بدين.

آسيستان:اين عناصر خطي را تو كار زياد كن خوب ميشه.

استاد:اين عناصر خطي چيه كارت را خراب كرده (همه عناصر خطي را با دست ميشكنه!)

مقدمات 2:

دانشجو: ببخشيد خانم مهندس به نظر شما اين حجم براي سوئيت خوبه؟

آسيستان:اِ .... والا اجازه بدين آقاي مهندس خودشون بيان ببينيم چي ميگن(هر چي آقاي مهندس بگن!)

استاد: (با خنده ) ها .... ها ... ها  اي كه شبيه آفتابه شده ....

طرح 1:

توضيح: به علت اينكه جناب استاد طرح تشخيص دادند كه هيچ كدام از آسيستان هاي پيشنهادي دانشگاه توانايي اينكه آسيسته ايشون بشوند را ندارن. يكي از شروط ايشان براي در اختيار گرفتن افسار شتر طرح نداشتن آسيستان بود.

دانشجو:استاد كي كركسيون به ما ميرسه؟!؟؟!

استاد:من دست تنهام اين دانشگاه(خسروي نامرد) براي طرح يك آسيستان هم به ما نداد.(استاد تو دلش:عجب اشتباهي كردم اين شرط را گذاشتم!)

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 2:21 قبل از ظهر  توسط م  | 
طرح را هم تحویل دادیم.حال دگر یک قدم مانده به صبح.یعنی فقط یه تحویله دیگه داریم که اونم ماله درس برداشت از بناهای تاریخیه.

امروز بعد تحویل که از دانشگاه اومدم(حدودا ساعت ۱۳) رفتم خوابیدم تا الان.حدودا تو یه هفتهی گذشته شاید کمتر از ۳۰ ساعت خوابیدم.اما خوب شد.

تا طلوعی دگر بدورد.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 11:51 بعد از ظهر  توسط م  | 
الان ساعت ۵ صبح است. حدود ۲۹ ساعت دیگه تحویل طرح دارم.اگه نخوابم میرسم.۲۷ ساعته که نخوابیدم!

خدایا کمکم بیدار بمانم.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 4:45 قبل از ظهر  توسط م  | 
 
  بالا